با مشاوره یک ساعته عمو عباس که باهام قبلش صحبت کرد ..
گفت سری قبل با دید منفی با ف حرف زدی ...
این دفعه بادید مثبت و انتقادی باهاش حرف بزن ...
که اگه جوابت منفی هم باشه حرفت و دلیلت از روی منطق باشه ن احساس...
دو ساعت حرف زدیم الان رفتن...
میخوام بخوابم...
بوی عطرهنوز توی اتاقمه چراغ خاموش دارم فکر میکنم...
حس سبک بودن دارم...
بنظرم کارم منطقی بود...
یه سری چیزا دوباره دستم اومد...
بزرگتر شدم:)...
پ ن: چه خوبه خونواده هست
پدر هست مادر هست که بهت توجه داره
به نظرت احترام میزاره
چ خوبه عمو عباس هست
ک بهم مشاوره بده
چ خوبه خواهر هست ک گاهی سرش نق میزنم گاهی هم بغلش میکنم...
خدایا مرسی
پ ن:فردا شب شام و افطار خونه عمو عباس هستیم...
فکر کنم مثل همیشه قورمه سبزی بخوریم:)
کم خوابی.......
ما را در سایت کم خوابی.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 150