ن میتونی درس بخونی، ن مهمونی بری، ن میتونی فیلم ببینی...
(گرچند که من همشو انجام میدم، ولی فکر کردن به امتحانا...
و عذاب وجدان ناشی از اون همشو واسم زهر هلاهل میکنه)...
الان تنها چیزی که آرومم میکنه فکر کردن به لحظه با شکوه
خورد و خاک شیر کردن جزوهام بعد امتحانامه
(هیچم از ی خانم دکتر بعید هم نیست محض اطلاع)
ی کارشناس گروه (جوجه فوکلی) داشتیم ی بار سر جلسه امتحان
ازم تقلب گرفت که اون درسو به لطف
استاد با نمره ده پاس شدم(دوره لیسانس )...
دست بر قضا الان سال پایینیمه ...
منتهی کارشناس ارشد میخونه الان کارش بهم گیره...
وقت انتقام گرفتن از این پسرکه گمونم...
دقیقا سه روز دیگه از این شکنجه مونده و بعدش از زندان زاویرا میام بیرون...
و نکته کلیدیش اینه که مامانم ختم قرآن گرفته توی این روزای قبل امتحان
و اینکه شش روزم که امتحاناست بعد حکم آزادی رو بهم میدن...
کلی کار عقب افتاده دارم برای بعد امتحانات...
ی خورده حسابی دارم بخاطرش باید برم سفر...
چه ادبیاتی مثل لوتیا نوشتم گمونم چون با گوشی نوشتم اینطور شد
پ ن:
هیچ وقت تو فصل فرجه بچه تون دور همی نگیرید...
هیچ وقت سر جلسه زرنگ بازی در نیارید و ب تقلب گرفتناتون افتخار نکنید...
زمین به طرز وحشتناکی گرده ...
کم خوابی.......
ما را در سایت کم خوابی.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 181